
به گزارش صبا، بهرام بیضایی، کارگردان، فیلمنامهنویس و نمایشنامهنویس شناختهشده ایرانی، علاوه بر آثار ساختهشده، فیلمنامهها و نمایشنامههای اجرانشدهای دارد که در سالهای اخیر به صورت کتاب منتشر شدهاند. «اشغال» یکی از فیلمنامههای ساختهنشده اوست که به وقایع اشغال ایران و تأثیرات آن بر زندگی مردم میپردازد. در این فیلمنامه، نیروهای متفقین نسبت به مفاهیمی چون «وطن» و «وطنپرستی» حساسیت دارند و داشتن پرچم ایران، جرمی نابخشودنی محسوب میشود. بیضایی از زبان شخصیتهای اصلی اثر نشان میدهد که بیگانه نه نجاتآور است و نه آزادیآور، و حضورش تهدیدی جدی برای ملت به شمار میرود.
تلاش برای ساخت «اشغال»
حدود یک دهه پیش خبرهایی منتشر شد که امکان داشت این فیلمنامه توسط خود بیضایی ساخته شود، اما پروژه هرگز به سرانجام نرسید. حبیبالله کاسهساز، تهیهکننده سینما، در مصاحبهای در بهمن ۱۳۹۲ گفته بود که در پی همکاری با سازمان سینمایی و بنیاد سینمایی فارابی برای ساخت این اثر است. او اشاره کرده بود که رضایت بیضایی برای تولید فیلم جلب شده و برآوردهای تولید انجام شده بود، اما به دلیل محدودیت بودجه و تغییر مدیریتها، پروژه متوقف شد.
در همان زمان، مذاکراتی نیز با حجتالله ایوبی، رئیس وقت سازمان سینمایی، و محمدرضا جعفری جلوه، مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی، انجام شد تا امکان تولید اثر فراهم شود، اما پاسخ نهایی هرگز دریافت نشد.
منابع و الهامبخشی بیضایی
بیضایی در مصاحبهای درباره منابع فیلمنامه «اشغال» گفته است: «برخی از مطالب شنیدهها و برخی هم خواندههاست؛ مثلاً عکسهایی که دیدهام و حرفهای مادرم و مادربزرگم. تصویر تهران قدیم را خیلی خوب در ذهن دارم. خراب شدن شهرداری، ضلع شمالی، و وزارت پست و تلگراف، ضلع جنوبی، حتی تئاتر سوخته سعدی را به یاد دارم.»
روایت گرسنگی، قحطی و گرانی
فیلمنامه «اشغال» به تلخی شرایط زندگی مردم را نشان میدهد. در صحنهای از فیلمنامه میخوانیم:
خانیآباد. روز. خارجی.
حرکت روی صورتهای عدهای بچه گرسنه و مردم ناشسته که در صف نوبت دعوا میکنند… دولت با تشکیل خیریه و آشپزخانههای عمومی سعی میکند غذای دمپخت و آش فراهم کند، اما روزی صدها کودک بیغذا میمانند و بسیاری تلف میشوند.»
بیضایی همچنین به گرانی بیسابقه اشاره میکند:
«پارچه نخی قبل از جنگ یک ریال بود، بعد از جنگ شد ۲۵۰ ریال!»
شباهت با اضطراب جنگ ۱۲ روزه
بخشهایی از «اشغال» با شرایط اضطرابآور جنگ ۱۲ روزه، شباهت چشمگیری دارد. مثلاً حضور سه طیاره در هوای تهران، باعث هراس مردم و ادارات میشود، غافل از اینکه صدای ضد طیاره است و نه بمبگذاری.
بیگانه، نه نجاتآور و نه آزادیبخش
یکی از دغدغههای مهم بیضایی در «اشغال» این است که بیگانه برای کسی آزادی نمیآورد. مکالمه دو مسافر در فیلمنامه، این دغدغه را به وضوح نشان میدهد:
مسافر اول: «خیال کردهاید میآیند ما را آزاد کنند؟ استبداد آنها جدیترین خطر برای بشریت است.»
مسافر دوم: «نمیخواهد برای اشغال ایران عذر بتراشید… تمدن ژرمانی چه هدیهای داده؟»
مسافر اول: «کورههای آدمسوزی!»
متفقین و دشمنی با ملیت ایران
بیضایی بارها نشان میدهد که نیروهای متفقین نسبت به ملیت و پرچم ایران خصومت دارند. یکی از شخصیتها میگوید:
«یک گروه ضد ملی درست شده، امروز از خانهها بیرقها را جمع میکردند… میگویند ملیت به اتحاد ما با متفقین لطمه میزند. تا امروز هم این بیرق و ملیت جلو پیشرفت ما را گرفته!»
پایان فیلمنامه نیز با پرچم ایران و بیرق ملی گره خورده است، نشانهای از مقاومت و هویت ملی در برابر اشغال و فشار بیگانه./نشر اول : ایسنا

بهرام بیضایی در فیلمنامه «اشغال»، که نسخه کتاب آن توسط انتشارات روشنگران منتشر شده است، تمام صحنههای سقوط یک کشور را به تصویر میکشد و داستان خیانت، فریب، ظلم، نافرمانی و سرگردانی جمعی را روایت میکند؛ بهطور خلاصه، بیماریای تاریخی اما بیانقضا برای ملتی که گویی سرنوشت خود را بارها و بارها تکرار میکند.
این کتاب در ۱۵۲ صفحه و در یازدهمین چاپ خود، در سال ۱۴۰۴ منتشر شده و روانه بازار نشر شده است.