
ناصر ارباب/صبا؛ پنجم دیماه، سالروز درگذشت اکبر رادی، نمایشنامهنویس برجسته تئاتر ایران است؛ نویسندهای که جهان نمایشیاش با نگاهی انسانی، اجتماعی و ماندگار، نسلهای مختلف تئاتر را تحت تأثیر قرار داد. امسال هادی مرزبان، کارگردانی که بیش از هر هنرمند دیگری متون رادی را روی صحنه برد، نیز چشم از جهان فروبست؛ هنرمندی که نامش با آثار رادی گره خورده بود و اکنون در حافظه تئاتر ایران، کنار او قرار گرفته است.
به همین مناسبت، صبا در گفتوگویی با شهرام گیلآبادی، کارگردان و مدرس تئاتر، به بررسی ماندگاری آثار اکبر رادی، ظرفیت جهانشمول نمایشنامههای او و امکان خوانش و اجرای معاصر این متون پرداخته است؛ گفتوگویی که بر ضرورت خلق «جهان تازه» در مواجهه با آثار کلاسیک تأکید دارد.

گیلآبادی در این گفتوگو با اشاره به مضامین ابدی و ازلی در ادبیات نمایشی توضیح داد که برخی مفاهیم، به دلیل ماهیت انسانیشان، فراتر از زمان و مکان عمل میکنند و صورت جهانشمول به خود میگیرند. به باور او، نمایشهای ماندگار، حاصل نگاهی انسانی به جهان و جامعهاند و همین ویژگی باعث میشود این آثار در دورههای مختلف، همچنان قابلیت بازخوانی و اجرا داشته باشند
او معتقد است اکبر رادی با خلق کاراکترها و فضاهایی که ریشه در روابط انسانی دارند، جهان تازهای را در تئاتر ایران بنا کرد؛ جهانی که نهتنها خاطرهساز بوده، بلکه بستری برای شکلگیری نگاههای تازه به انسان و جامعه است. از نگاه گیلآبادی، آثار رادی پیش از هر چیز انسانی هستند؛ آثاری که نگاهشان به مناسبات انسانی متمرکز بر روابط فردی در اجتماع است.

این کارگردان تئاتر در ادامه به جهانشمول بودن نمایشنامههای رادی اشاره کرد و گفت: هرچند این آثار از دل روابط اجتماعی و بستر فرهنگی ایران بیرون آمدهاند، اما مفاهیم مطرحشده در آنها محدود به یک جغرافیا نیست و میتواند در هر نقطهای از جهان، قابل فهم و اجرا باشد.
گیلآبادی مردمی بودن آثار اکبر رادی را یکی دیگر از دلایل ماندگاری آنها میداند و تأکید میکند که قصههای این نمایشنامهها از دل مردم شکل گرفتهاند. به گفتهی او، همین پیوند با زیست واقعی جامعه باعث شده آثار رادی همواره مخاطب خود را داشته باشند و در دورههای مختلف، همچنان زنده بمانند.
او در بخش دیگری از این گفتوگو به مسئلهی اجرای متون کلاسیک اشاره میکند و هشدار میدهد که اجرای هر نمایشنامهای، حتی آثاری چون «هملت»، «شاه لیر»، «رومئو و ژولیت» یا «ادیپ»، اگر بدون توجه به زمانهی معاصر انجام شود، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. از نظر گیلآبادی، کارگردان باید متن را بهعنوان «دستمایه» در نظر بگیرد و با آن، جهانی تازه و متناسب با زمان خود خلق کند.

این مدرس تئاتر تأکید میکند اگر کارگردانی نتواند چنین جهان تازهای را بیافریند و بخواهد اثر را صرفاً با نگاه همزمان با دورهی نگارش اجرا کند، از زمانهی خود عقب میماند. به همین دلیل، نمایشنامههای اکبر رادی این قابلیت را دارند که هر کارگردان، در هر دورهای، با نگاهی متفاوت به سراغ آنها برود و خوانش تازهای ارائه دهد.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا نسل جوان تئاتر امروز میتواند نمایشنامههای رادی را با دراماتورژی تازه اجرا کند، با قطعیت پاسخ داد که این امکان «حتماً» وجود دارد. به باور او، هر نوع نگاه متفاوت به یک اثر نمایشی میتواند به خلق جهانی تازه منجر شود و این ویژگی بهروشنی در آثار اکبر رادی دیده میشود.
در پایان این گفتوگو، گیلآبادی به مهمترین سوءبرداشت درباره نمایشنامههای اکبر رادی اشاره میکند و میگوید برخی این آثار را صرفاً در چارچوب یک نحله فکری خاص، بهویژه گرایشهای چپ، تفسیر میکنند؛ برداشتی که به اعتقاد او نادرست است. او آثار رادی را مردمی، انسانی و دارای گوهر و پیامی جهانشمول میداند؛ آثاری که میتوانند در هر زمان و با هر نگاه تازهای، دوباره اجرا و معنا شوند.