
مهدی علیپور/ معاون سردبیر صبا؛ تنها دو روز پس از نشست خبری همایون شجریان و اعلام یک اجرای عمومی و رایگان در میدان آزادی که بارقههای امید را برای برگزاری کنسرتهای خیابانی در کشور روشن کرده بود، انگار همه راهها به بنبست رسیده است. همایون که گفته بود سالهاست آرزوی برگزاری چنین کنسرتی را در سر داشته حالا با نومیدی نوشته: «عزیزان آن چیزی که حدس میزدم آخر سر همان شد…»
حواشی از همان ساعتهای نخست اعلام خبر برگزاری کنسرت میدان آزادی دامن همایون را گرفت. انواع هجمهها و تهمتها از یمین و یسار او را نشانه گرفتند و حتی حمله رسانهها و چهرههای خارجنشین به این چهره پرآوازه موسیقی سنتی بوی پروژهای رو میداد که پیشتر محسن چاوشی را- به بهانه انتشار قطعه علاج در بحبوحه جنگ ایران و اسرائیل – هدف قرار گرفته بود. نقدهای تند و تیز به حدی بالا گرفت که همایون شجریان مجبور شد واکنش نشان دهد و بنویسد:«میدانم برخی نیز از این اتفاق خرسند نبودند. همه اینها در دل مشکلاتی رخ میدهد که بر کسی پوشیده نیست: فشارهای اقتصادی، نگرانیهای اجتماعی و بیمهای بزرگتر از آیندهای نامعلوم. هیچکس نمیتواند انکار کند که ما در شرایطی دشوار زندگی میکنیم.پس لطفاً این برنامه را با تحلیلها و قضاوتها گره نزنیم. این اجرا نه تلاشی برای پوشاندن مشکلات، بلکه تلاشی برای بخشیدن لحظهای حال خوش به مردمی است که سزاوار شادیاند. باور دارم که این خواسته کوچک، حقی طبیعی برای همه ماست. ما زاده و پرورده نسلی هستیم که گفتند غمهای بزرگ را به کارهای بزرگ تبدیل باید کرد.»
گره در کار بزرگ
حالا اما خبر میرسد در این «کاربزرگ» گره افتاده است. همایون شجریان در اینستاگرامش نوشته: «عزیزان اون چیزی که حدس میزدم آخر سر همان شد،تا الان و در دو روز گذشته وسایل ما اجازه ی ورود نگرفته و به نظر میاد که توان مدیریت برای حضور جمعیت میلیونی این اجرا وجود ندارد. جلسات و بررسی هایی که این چند روزه انجام شده کاریست که میبایست قبل از موافقت با درخواست ما در دوماه گذشته انجام میشد. به هر حال این اجرا انجام نخواهد گرفت. از همه عزیزانی که برای این آرزوی محال من زحمت بسیار کشیدند سپاسگزارم. روز و روزگار بر همگی خوش.»
او در واکنش به برخی نفرت پراکنی ها از سوی برخی افراد در داخل و خارج از ایران نیز ابیاتی را منتشر کرده است. او نوشته: « ما زِ یاران چَشمِ یاری داشتیم/ خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم/ تا درختِ دوستی بَر کِی دهد/ حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم/ نکتهها رفت و شکایت کس نکرد/ جانبِ حُرمَت فرو نگذاشتیم/ گفت خود دادی به ما دل حافظا/ ما مُحَصِّل بر کسی نَگماشتیم….
اما اصل ماجرا چیست؟ چه اتفاقی باعث لغو کنسرت شده؟ طی نشدن مقدمات قانونی، در نظر نگرفتن تمهیدات اجرایی، عدم برنامهریزی دقیق، ناهماهنگی بین دستگاهها و … اینها خلاصه علتهایی است که امین توکلیزاده معاون شهردار تهران مسبب لغو کنسرت میداند. او در کانال تلگرامیاش با انتشار مطلبی با عنوان «کار بزرگ شجریان برای ایران» از تلاشهای هنرمندان برای ایجاد نشاط اجتماعی در پایتخت دفاع کرده و در عین حال از طی نشدن روندهای قانونی کنسرت و ناهماهنگیها نوشته: «فرض اولیه ما این بود که مقدمات قانونی و اجرایی از پیش فراهم شده، اما مشخص شد که موضوع تازه در صبح روز سهشنبه قرار است در شورای تأمین استانداری تهران بررسی شود و هنوز هیچ تصمیم قطعی اتخاذ نشده است.»
این درحالیست که برخی فعالان رسانهای انگشت اتهام را به سوی شهرداری میگیرند و معتقدند این نهاد تمایلی به برگزاری کنسرت همایون شجریان در میدان آزادی ندارد و درصدد کارشکنی است. جالب اینکه علیرضا زاکانی، شهردار تهران هم در واکنش به حواشی پیشآمده اعلام کرده که محل برگزاری کنسرت به ورزشگاه آزادی تغییر یافته است. با این حال، به نظر نمیرسد این تغییر مانع لغو برنامه شود.
ابهام در مسئولیتپذیری؛ حلقه گمشده در مدیریت فرهنگی
در ماجرای لغو کنسرت خیابانی همایون شجریان، یکی از نکات قابل تأمل، نبود شفافیت در تعیین مسئولیتهاست. در چنین پروژههایی که چند نهاد دولتی، شهری و فرهنگی درگیر هستند، معمولاً هیچکس بهطور مستقیم مسئولیت نهایی را نمیپذیرد. هر نهاد، با استناد به محدودیتهای قانونی یا اجرایی، مسئولیت را به دیگری واگذار میکند و در نهایت، هنرمند و تیم تولید در میان این رفتوبرگشتها سردرگم میمانند. این الگوی تکرارشونده، نهتنها مانع تحقق پروژههای بزرگ فرهنگی میشود، بلکه اعتماد عمومی را هم خدشهدار میکند.در این پرونده نیز شاهدیم که شهرداری تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شورای تأمین استان و حتی نهادهای انتظامی، هر یک بهنوعی از مسئولیت مستقیم فاصله گرفتند. معاون فرهنگی شهرداری از عدم آمادگی وزارت ارشاد گفت، وزارت ارشاد از بررسی در شورای تأمین خبر داد، و شورای تأمین نیز تصمیمگیری را به هماهنگیهای اجرایی موکول کرد. این چرخهی بیپایانِ «نه من، دیگری» باعث شد تا پروژهای با ظرفیت ملی، بدون اعلام رسمی یک نهاد مسئول، بهسادگی لغو شود بیآنکه پاسخ روشنی به افکار عمومی داده شود. این خلأ پاسخگویی، یکی از چالشهای جدی در مدیریت فرهنگی کشور است.
از دست رفتن فرصت همدلی و همصدایی
لغو کنسرت خیابانی همایون شجریان، فراتر از توقف یک برنامه هنری، از دست رفتن فرصتی بود برای خلق لحظهای نادر از همدلی و همصدایی در دل پایتخت. در شرایطی که جامعه با دشواریهای اقتصادی، اجتماعی و روانی دستوپنجه نرم میکند، چنین رویدادی میتوانست روزنهای از امید و همگرایی باشد؛ گردهمایی مردمی از هر طیف و طبقه، بیواسطه و بیپرده، زیر آسمان تهران.
این اجرا نهتنها میتوانست آغازگر مسیر تازهای برای برگزاری کنسرتهای خیابانی و عمومی باشد، بلکه ظرفیت آن را داشت تا به نمادی از همبستگی ملی بدل شود؛ لحظهای که هنر، مردم و شهر در یک قاب مشترک قرار میگرفتند. لغو این برنامه، بار دیگر ضرورت بازنگری در سیاستگذاریهای فرهنگی و تقویت زیرساختهای اجرایی را یادآور شد؛ تا شاید در آینده، آرزوهای محال، محال نمانند.
