
به گزارش صبا، در این یادداشت آمده است: امروز… هومن (نزدیکترین امشاسپند به اهورامزدا) آن پدر نگهبان و آن محافظ قهرمان و آن مظهر حُسن و ایمان و آگاه به تقدیر همگان و روزی ده مردمان ایستاده است تا انبان فرزندان و دوستان و نزدیکان را از نان و نور و نمک و کوزه ها را از آب و روشنایی پر کند.
آنکس که این روزی یکساله را تا بهمن روز از بهمن ماه «بهمنگان» نگاه داشت … جایگاهش بالاتر و ظرفش بزرگ تر می شود و تا جایی که بتواند با اذن پدر (بهمن) و وساطت مادر مقدس متعال به حضور سلیمانِ زمان رسد و از یاران سعادتمند وی باشدکه اهل مهر ، سعادت را در همراهی و یگانگی و یاری و یاوری با مظهر و تجلی حضرت حق سبحانه و تعالی میدانستند…
قسم به جان تو ای عشق -شک مکن که خدا
به نام خلق برای خود آفرید تو را
در روز «آبریز» (دلو) از ماه فروردین آن تقدیر و قدر و تصرفات به آنجا می رسد که هر کس روزی مقدر خویش را بی جنگ و جدل مییابد:
بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی
حضرت حافظ
و این ، باور بوده است که روزی مقدر است و جدال با تقدیر امری بی نتیجه و عبس …
ما سایه های طالع خویشیم … جبر چیست؟
در روزی مقدّر ما اختیار نیست!
و این جهان سایه ای از جهانی دیگر است که تقدیر و حرکت و زندگی آنجا در جریان است و ما سایه هایی از آن جهان نورانی هستیم …
من خاکِ کفِ پای تو هستم گُنهم چیست
گر جای به جز مرکز پرگار ندارم
چه آنکس که پادشاه یا ارباب است چه رعیت یا بنده ، همگان سایه هایی از نقش های گنبد مینا هستند :
آنکه پر نقش زد این دایره ی مینایی
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
حضرت حافظ
در این دایره تفکیک نیست … همگان یکسان و سایه های یک پیکره هستند که برای در آمدن از تیرگی و سیاهی ، نورانیت و همت سلیمانی را نیاز دارند تا نور از مبدا به تجلی خود بتابد و این خاک تیره را روشن نماید و جهان غرق در سیاه بختی را تبدیل به جهان سرشار از نورانیت نماید …
آیین بهاری با نو شدن طبیعت آغاز و به انتظار همت و حرکت مردمان ادامه مییابد و با پیدا شدن و ظهور سلیمان… کار بالا میگیرد …