
به گزارش صبا، روز یکشنبه ۱۵ مردادماه نشست «سینما و مشروطه» از مجموعه برنامههای «همایش نهضت مشروطه ایران» به مناسبت یکصد و هفدهمین سالگرد نهضت مشروطه، در سالن مردمشناسی مجموعه میراث جهانی کاخ گلستان برگزار شد. در این برنامه مهرداد فراهانی با موضوع «مشروطه و سینمای مستند» و علی قلیپور با موضوع «سینما و مسأله تهذیب اخلاق در دوران مشروطه و پس از آن» به سخنرانی پرداختند.
در ابتدای جلسه علیرضا قاسم خان، دبیر علمی این همایش گفت: در زمان مشروطه دوربین و سینما نتوانست تصاویری از اتفاقات مشروطه را ضبط کند، اما شایعاتی وجود دارد که محمدعلی شاه دو فیلمبردار روس را استخدام کرده بود که از وقایع مشروطه فیلمبرداری کنند و پس از تبعید به گرجستان این فیلمها را با خود برد، اما آنها در آتش سوزی از بین رفتند. با این حال من به تازگی یک عکس از جریان مشروطه در گیلان دیدم که در آنها یک نفر با دوربین فیلمبرداری دیده میشود و این نشان میدهد که آن زمان فیلمهایی از واقعه مشروطه تهیه شده است که الان در دسترس نیستند.
قاسم خان افزود: پس از ترویج سینما در ایران باز هم فیلمهای مرتبط با مشروطه بسیار اندک بودند. شاید نخستین نمونه آنها فیلم ستارخان ساخته علی حاتمی در سال ۵۱ بود که چند روز پس از نمایش توقیف شد. فیلم دیگر «جبار سرجوخه فراری» ساخته امان منطقی بود که بیشتر حاوی صحنههای دراماتیک بود و تنها اشاراتی گذرا به مشروطه داشت. «شیر خفته» ساخته محمود کوشان شاید نزدیکترین فیلم به وقایع مشروطه باشد، اما باز هم تم فیلمهای رایج دوران در آن پر رنگ است. فیلم «وکیل اول» ساخته جمشید حیدری در سال ۶۵ ، روزهای اول سلطنت احمد شاه را روایت میکند و فیلم «شاه خاموش» ساخته همایون شهنواز در سال ۸۲ آخرین فیلم مرتبط به مشروطه است.
در ادامه این جلسه علی قلیپور گفت: پس از مشروطه بعضی مفاهیم به ادبیات سیاسی و حکمرانی و روشنفکری ایران وارد شد که ما مشروطه را با آن میشناسیم. مسائلی مانند قانون و عدالت. اما بین همه اینها یک مفهوم هست که ما را به فرهنگ پیوند میدهد و آن مفهوم تهذیب اخلاق است. تهذیب اخلاق کلید واژه تمام چیزهایی است که در توجیه فواید ادبیات، سینما، نمایش، آموزش و مدرسه گفته میشد و هر سوالی درباره دلیل وجود آنها مطرح میشد این پاسخ را داشت که آنها وسیله تهذیب اخلاق هستند.
قلی پور افزود: اولین بار در سده ۴ قمری رسالهای با اسم تهذیب اخلاق نوشته شد و در بخشی از این رساله این مسأله مطرح میشود که انسان چگونه میتواند با رعایت اصول اخلاقی به سعادت برسد. تهذیب اخلاق در طول زمان یک معنای عرفانی هم به خود میگیرد که آن اصلاح نفس است. در عصر مشروطه این مفهوم دوباره مورد توجه قرار گرفت و در ذهن همه کسانی که در مشروطه نقش داشتند این تهذیب اخلاق وجود دارد.
این پژوهشگر ادامه داد: یکی از سؤالاتی که وجود دارد این است که چرا در دوره مشروطه هیچ نشانهای از سینما پیدا نمیکنیم. دلیل آن میتواند این باشد که در آن دوران هیچکس نمیگفت که سینما وسیلهای برای تهذیب اخلاق است، بلکه فیلم را فقط وسیلهای برای تفریح میدانستند و سرگرمی امری است که به تهذیب اخلاق ضربه میزند. با بررسی اسناد به جا مانده از آن دوران میتوان متوجه شد که مخالفتها با خود سینما نیست بلکه با مسائل پیرامونی آن است. با این حال در همان زمان تماشاخانه روسی خان به عنوان جایی که فیلم نشان میدهد وجود دارد و در جامعهای که مردم فرنگی مآب فاصله زیادی با افراد عادی دارند، مردمی از اقشار متفاوت کنار هم جمع میشوند. به این موضوع باید با یک رویکرد جهان وطنی نگاه کنیم و این موفقیتی است که به یمن سینما به وجود آمده است.

پس از آن مهرداد فراهانی درباره فیلمها و مستندهایی که با موضوع مشروطه ساخته شدهاند گفت: فیلمساز قرار نیست خود مورخ باشد یا تحقیق تاریخی کند، بلکه نگاهی که بیشتر با سلیقه او هماهنگ است را در آثارش بازتاب میدهد. این مسأله درباره نحوه نمایش شخصیتهای تاریخی در فیلمها و سریالها به خوبی دیده میشود. به عنوان مثال کاراکتر احمد شاه قاجار در سینما، تلویزیون و تئاتر ایران به شکل یک پادشاه ایدهآل مشروطه به نمایش درآمده است و هیچ اشارهای به جنایتهای او در مسائلی مانند قحطی گندم و… نمیشود. مشابه این مسئله را میتوان درباره امیرکبیر نیز مطرح کرد. تصویری که از او در فیلم و سریال و تئاتر ایران دیده میشود، همگی نسخه بصری یک نوع روایت از امیرکبیر است و بخش دیگری از شخصیت او هنوز به این آثار راه پیدا نکرده است. در واقع همه این آثار تصویری بر اساس روایتهای مورخین و افراد خاص، کتابها و نوشتارهایی با یک دیدگاه مشخص ساخته شدهاند و سایر نوشتارها و کتابها مورد توجه قرار نگرفتهاند.
فراهانی افزود: آن چیزی که ذهنیت عامه مردم راجع به تاریخ معاصر و مشروطه را میسازد همین سریالها و فیلمهایی است که اشتباهات و روایتهای نادرست زیادی در آنها وجود دارد. بسیاری از واقعیاتی که میتوانیم آنها را در کتابها بخوانیم و شخصیتها و اتفاقاتی که به وضوح در نوشتارها نشان داده شده، متاسفانه در فیلمها و سریالها اصلاً دیده نمیشوند.
او با ذکر مثالهایی از فیلمهای مستند گفت: در تقابل با این فضا است که سینمای مستند مستقل ایران منزلت واقعی خود را پیدا میکند. خوشبختانه در دو دهه اخیر فعالیتهایی برای ارتباط بیشتر میان مستندسازان و تاریخ نگاران برقرار شده، اما نیاز است که ارتباط بیشتری برقرار شود تا این دره عمیق بین تاریخنگاری و سینمای مستند پر شود. در دو دهه اخیر مستندهای خوبی ساخته شده که به شکل مستقیم یا غیر مستقیم به مشروطه و شخصیتهای مؤثر در آن پرداختند و در آنها اشاراتی به افرادی را میبینیم که معمولاً در سریالها و فیلمها حرفی از آنها زده نمیشود. سینمای مستند مستقل ایران با همه محدودیتهایی که دارد میکوشد صدایی متفاوت را به گوش مخاطبان برساند.