خاطرات سفر رهبری معظم به جنوب در چاپ بیست و هشتم منتشر شد | مجموعه رسانه ای صبا
امروز یکشنبه, ۲۰ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۸:۱۴:۵۴

خاطرات سفر رهبری معظم به جنوب در چاپ بیست و هشتم منتشر شد

«داستان سیستان» یادداشت‌های رضا امیرخانی از سفر رهبری معظم در سال 1381 به استان سیستان و بلوچستان به چاپ بیست و هشتم رسید.

به
گزارش خبرنگار
«صبا»، رهبری معظم، سوم تا یازدهم اسفند ۱۳۸۱ سفری مهم به سیستان و بلوچستان داشتند
که امیرخانی در این سفر همراه ایشان بود و «داستان سیستان» یادداشت‌های شخصی این
نویسنده درباره آنچه در این سفر اتفاق افتاده را در برمی‌گیرد.

«داستان سيستان» با
متني به جاي مقدمه آغاز مي‌شود كه اميرخاني در آن به چگونگي فراهم شدن زمينه حضور
وي در اين سفر اشاره دارد و در آن از پيش‌بيني و پيش‌فرض‌هايش از اين سفر مي‌نويسد
. نويسنده داستان سيستان
يادداشت‌هاي شخصي‌اش از سفر را به بخش‌هاي روزانه تقسيم كرده و در پايان هر روز از
سفر به آن پخش پايان مي‌دهد. داستان سيستان اميرخاني در حالي به چاپ بيست و هشتم
رسيده كه نثر ويژه و داستان گونه اثر، رسم‌الخط خاص وي در جدا‌نويسي كلمات و تلاش
براي ارائه نگاهي نو به سفرهاي رهبري، هنوز اثر را پس از گذشت هشت سال از انتشار
آن جذاب مي‌‌کند
. مخاطب در داستان
سيستان علاوه بر آگاهي از آنچه در سفر ۹ روزه آيت‌الله خامنه‌اي به سيستان و بلوچستان
مي‌گذرد، در نمايي جديد برابر عنوان‌هاي غير رسمي همراهان رهبري در اين سفر قرار
مي‌گيرد و گاه با طنز خاص نوشته‌هاي اميرخاني روبرو مي‌شود
. اميرخاني در سفر مقام معظم رهبري به سيستان و
بلوچستان در اكثر ديدارهاي ايشان با مردم عادي، دانشجويان، نخبگان، نيروهاي نظام و
سران قبايل حضور دارد و روايتي داستان‌گونه از ديدار رهبري با اقشار مختلف به‌ويژه
خانواده شهيدان ارائه مي‌دهد
. نويسنده در اين
اثر خارج از آن‌چه رويكرد اصلي او در روايت از جزء جزء اتفاقات اين سفر است، نگاهي
انتقادي بر بخش‌هاي مديريتي استان دارد و از چارچوب‌هاي عادي سفرنامه‌نويسي خارج
مي‌شود
.


«داستان سیستان »دارای مزایایی است که آن
را از همان آغاز، اثر را خواندنی معرفی می کند که در ذیل به چند مورد از آن
اشاره می کنیم:

۱- داستان سیستان، شبیه گزارش های خبرگزاری ها از سفر رهبر، لحن خشک، رسمی، کلیشه
ای و مستقیم ندارد؛ در حاشیه ها شناور است، و برای ما فضا سازی مستند و زنده ای از
واقعیت های ملموس معماری می کند
.

۲- داستان سیستان دارای نگاهی است
که پیچش های یک ذهن صمیمی، نقاد و طبیعی را بازتاب می دهد؛ ذهنی که به انقلاب،
نظام و رهبر، نه طبق قالب های بی جان، رسمی، کلیشه ای و بی روح، بلکه با حساسیّت،
باور، و پیش داوری های شتابزده ای، محصول کمال طلبی می نگرد. در انبوهی از شایعات
و واقعیات غرق است واز هر نشانه ای که بوی تقابل با خواسته های آرمانی و صادقانه
را می دهد، منزجر است و به محض برخورد با علامتی دال بر تناقض کردار و گفتار، شروع
به داوری می کند
.

۳- داستان سیستان، شیطنت ها، تخطی ها و زیرآبی رفتن های مرسوم ایرانی نویسنده را
نمی پوشاند و صمیمانه از کلک ها و حقه های کوچکی که نویسنده طی سفر، برای دست یابی
به مقاصدش به خرج می دهد، پرده بر می دارد
.

۴- و بالاخره
ارائه اطلاعات، از حقیقت باطنی مناسبات و پدیده هایی که نویسنده بدان باور دارد،
با زبان غیر مستقیم دلنشین است؛ چنین است که چهره رهبری و ارتباطشان با مردم و
ویژگی های خویشتندارانه زندگی خصوصی و منش و کنش ایشان در سفرها، به طور قانع
کننده و باورپذیر ترسیم شده است
.

اميرخاني در قسمتي از كتاب
آورده است:

«دوست داشتم به جاي نماهاي
كليشه‌اي تلويزيون، اين صحنه‌ها را مي‌گرفتند. دوست داشتم به جاي سؤوال كليشه‌اي
چه احساسي داريد، يكي از آقا مي‌پرسيد كه آيا آن روز كه تبعيد بوديد و حتا فكر
رهايي از تبعيد هم براي كافه‌ي مردم مشكل بود، خيال مي‌كرديد روزي به عنوان نفر
اول ايران به اين خانه برگرديد؟ دوست داشتم يكي تصويري مي‌گرفت از مردي كه به ره‌بر
مي‌گفت:

-كمك‌هاي دولت قابل تقدير
است، اما نمي‌رسد.

و از مردمي تصوير مي‌گرفت كه
به پشت مرد مي‌زدند كه بگو بگو…

و او كه بدون ذره‌اي واهمه
ادامه مي‌داد:

-مي‌خورند، مي‌برند، مي‌دزدند
آقا…

دوست داشتم كسي از پيرزني مي‌نوشت
كه ناگهان موقع خروج عباي آقا را گرفت و تكان داد و گفت:

-از هم‌سايه‌هاي قديمي‌ات
هستيم. به ايران‌شهر خدمت كن!

دوست داشتم كسي در خانه‌ي
زمان تبعيد، از منطقه‌ي ديپلماتيك تهران، بالاي مصلا مي‌نوشت كه قرار بوده است بيت
آقا را به آن‌جا منتقل كنند، اما ره‌بر به تندي اين پيش‌نهاد را رد كرده بوده است
كه اگر هواي ميدان پاستور براي مردم آلوده است، براي ما هم آلوده باشد…

اين
هم آزموني است ديگر براي مسئولان نظام! هر مسئولي را حتا اگر شده به قهر، بايستي
دست كم يك بار برد كنار خانه ي پيش از انقلابش، تا بداند كه از كجا برخاسته
است…»

انتشارات
قدیانی ناشر داستان سیستان، چاپ بیست و هشتم این اثر را در ۲۲۰۰ نسخه با قیمت ۲۰۰۰۰تومان
روانه بازار نشر کرده است.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها